خورشاه بن قباد الحسينى

50

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

ملاقات دست داده محاربه‌اى در غايت صعوبت روى نمود ، چنان كه دانه محمد « 1 » در آن جنگ شربت شهادت چشيد « 2 » ، امّا عاقبت غازيان عظام فايق آمده اوزبكان را به شهر دوانيدند و مقارن به آن حال ماهچهء رايات حضرت شاه مرتضوى خصال ، در بيستم شهر شعبان بر ظاهر شهر مرو نمودار شده آن مكان مضرب خيام عساكر نصرت نشان گشت و چون چند روز از نزول عساكر منصور بگذشت ، از مخالفان ديگر كس از شهر و حصار بيرون نيامد و به سبب گل و لاى بسيار و رودهاى عميق از عساكر نصرت مآثر نيز كسى نزديك شهر نيارست شد و به قدر [ ى ] گرانى و تنگى مأكولات نيز در اردوى همايون واقع بود [ كه ] بنابراين مقدّمات ، رأى جهان آراى و ضمير مشكل‌گشاى نوّاب جهانبانى چنان اقتضا فرمود كه از آن مكان كوچ كرده يك منزل به عقب نشينند و ملاحظه نمايند كه خصم چه كار مىكند . روز ديگر كه چهارشنبه بيست و سوم شهر شعبان بود از ظاهر مرو شاهجان « 3 » كوچ كرده از نهر قريهء محمودى كه از آنجا تا شهر سه فرسخ است گذشته فرود آمد و يك روز و دو شب در آن منزل توقّف نمود و صباح روز جمعه از آن مكان نيز كوچ واقع شده امير بيك مصلّو را با سيصد سوار جرّار در سر پل نهر محمودى باز داشت و به نفس نفيس همايون [ 38 ] با جنود عنايت ملك بيچون رايت نهضت به صوب قريهء بلخان « 4 » برافراشت ؛ مقرّر آنكه چون امير بيك سياهى سپاه مخالفان را مشاهده نمايد بىتوقّف عنان به طرف اردوى معلّى تابد تا اوزبكان دلير شده از عقب او زود بيايند و غازيان نيز بر توجّه اعدا وقوف يافته خويشتن را به سلاح و جوشن بيارايند .

--> ( 1 ) . ت : دانه محمد بيك ، جهان آرا ، ص 273 : « دانا محمد افشار » . ( 2 ) . جواهر الاخبار ، ص 30 : « دانه محمد افشار به منقلا رفت و در جنگ كشته شد . اما فتح كردند و تا نهر محمودآباد سه فرسخى مرو رفتند » . ( 3 ) . مرو بزرگ در قرون وسطى معروف بود به مرو شاهجهان تا با مرو الرود كه مرو كوچك است اشتباه نشود . ظاهرا شاهجهان معرب شاهگان فارسى و به معنى شاهانه و شاهوار است ( جغرافياى تاريخى ، لسترنج ، ص 424 ) . ( 4 ) . بلخان ، شهرى است نزديك ابيورد ( معجم البلدان ) نام دو رشته كوه است در شمال شرق ايران ميان خراسان و تركستان در شرق درياى خزر به نام بلخان كبير و بلخان صغير ( دايرة المعارف فارسى ) .